یک توصیه محرمانه داشت:
شهادت را در نماز شب بخواهید...
انگار از شهادتش مطمئن بود!
.
گاهی میگفت:
دوست ندارم بعد از شهادت،جسم من حتی یک وجب از خاک را اشغال کند...
برای این که اعزامش به سوریه موافقت شود؛
از یکی از اقوام ساداتش خواست تا به حضرت زهرا سلام الله علیها توسل کند...
خودش هم رفت مشهد پابوس آقا...
.
بعد شهادت،خانمش چند روزی بی تابی می کرد و از این که پیکر حاج رحیم بازنگشت ناراحت بود...
اما خوابی دید که دیگر آرام شد...
.
حاجی به او گفته بود:
برای چه اینقدر بی تابی می کنی؟
از وقتی که پیکر من و سایر شهدا روی زمین افتاد...
میهمان بی بی حضرت زهرا سلام الله علیها هستیم...

شهید مدافع حرم رحیم کابلی